Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet (Spoken Style)

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

کاوش کردن [kāvosh kardan]

Past Stem Present Stem
کاوش کرد کاوش کن
  1. to search (search or seek)
    Syn: وارسی کردن، جست‌و جو کردن، پژوهیدن، پژوهش کردن، تحقیق کردن، تتبع کردن، کاویدن، دمبال بودن
  2. to seek (try to locate or discover, or try to establish the existence of)
    Syn: وارسی کردن، جست‌و جو کردن، پژوهیدن، کاویدن، دمبال بودن
  3. to explore (inquire into)
    Syn: وارسی کردن، جست‌و جو کردن، بررسی کردن، پژوهیدن، پژوهش کردن، تحقیق کردن، تتبع کردن، کاویدن
  4. to investigate (conduct an inquiry or investigation of)
    Syn: جست‌و جو کردن، پژوهیدن، پژوهش کردن، تحقیق کردن
  5. to excavate (recover through digging)
    Syn: کاویدن، کندن
  6. to dig up (remove, harvest, or recover by digging)
    Syn: کاویدن، کندن
  7. to dig (turn up, loosen, or remove earth)
    Syn: کاویدن، کندن
  8. to excavate (remove the inner part or the core of)
    Syn: کاویدن، کندن
  9. to excavate (form by hollowing)
    Syn: کاویدن، کندن
  10. to burrow (move through by or as by digging)
    Syn: کاویدن، کندن
  11. to probe (question or examine thoroughly and closely)
    Syn: بررسی کردن
  12. to examine (observe, check out, and look over carefully or inspect)
    Syn: وارسی کردن، چک کردن، بررسی کردن، پژوهیدن، حلاجی کردن، دیدن، مقایسه کردن، سنجیدن
  13. to investigate (investigate scientifically)
    Syn: جست‌و جو کردن، بررسی کردن، پژوهیدن، پژوهش کردن، تحقیق کردن، تتبع کردن، مطالعه کردن

Click here to add a sample of usage! | Disable audio, faster page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manکاوش کردمکاوش می‌کردمکاوش کرده باشمداشتم کاوش می‌کردم
toکاوش کردیکاوش می‌کردیکاوش کرده باشیداشتی کاوش می‌کردی
unکاوش کردکاوش می‌کردکاوش کرده باشهداشت کاوش می‌کرد
کاوش کردیمکاوش می‌کردیمکاوش کرده باشیمداشتیم کاوش می‌کردیم
shomāکاوش کردینکاوش می‌کردینکاوش کرده باشینداشتین کاوش می‌کردین
unāکاوش کردنکاوش می‌کردنکاوش کرده باشنداشتن کاوش می‌کردن
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manکاوش کرده‌مکاوش کرده بودمکاوش می‌کنمدارم کاوش می‌کنم
toکاوش کرده‌یکاوش کرده بودیکاوش می‌کنیداری کاوش می‌کنی
unکاوش کردهکاوش کرده بودکاوش می‌کنهداره کاوش می‌کنه
کاوش کرده‌یمکاوش کرده بودیمکاوش می‌کنیمداریم کاوش می‌کنیم
shomāکاوش کرده‌ینکاوش کرده بودینکاوش می‌کنیندارین کاوش می‌کنین
unāکاوش کرده‌نکاوش کرده بودنکاوش می‌کنندارن کاوش می‌کنن
 Present SubjunctiveImperative
manکاوش بکنم 
toکاوش بکنیکاوش بکن
unکاوش بکنه 
کاوش بکنیم 
shomāکاوش بکنینکاوش بکنین
unāکاوش بکنن 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manکاوش نکردمکاوش نمی‌کردمکاوش نکرده باشم
toکاوش نکردیکاوش نمی‌کردیکاوش نکرده باشی
unکاوش نکردکاوش نمی‌کردکاوش نکرده باشه
کاوش نکردیمکاوش نمی‌کردیمکاوش نکرده باشیم
shomāکاوش نکردینکاوش نمی‌کردینکاوش نکرده باشین
unāکاوش نکردنکاوش نمی‌کردنکاوش نکرده باشن
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manکاوش نکرده‌مکاوش نکرده بودمکاوش نمی‌کنم
toکاوش نکرده‌یکاوش نکرده بودیکاوش نمی‌کنی
unکاوش نکردهکاوش نکرده بودکاوش نمی‌کنه
کاوش نکرده‌یمکاوش نکرده بودیمکاوش نمی‌کنیم
shomāکاوش نکرده‌ینکاوش نکرده بودینکاوش نمی‌کنین
unāکاوش نکرده‌نکاوش نکرده بودنکاوش نمی‌کنن
 Present SubjunctiveImperative
manکاوش نکنم 
toکاوش نکنیکاوش نکن
unکاوش نکنه 
کاوش نکنیم 
shomāکاوش نکنینکاوش نکنین
unāکاوش نکنن 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel

Redirected from Persian in Texas