Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet (Spoken Style)

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

جست‌و جو کردن [jost-o ju kardan]

Past Stem Present Stem Synonyms
جست‌و جو کرد جست‌و جو کندمبال گشتن، گشتن

  1. to search (search or seek)
    Syn: وارسی کردن، پژوهیدن، پژوهش کردن، تحقیق کردن، تتبع کردن، کاویدن، کاوش کردن، دمبال بودن
  2. to look for (try to locate or discover, or try to establish the existence of)
    Syn: وارسی کردن، پژوهیدن، کاویدن، کاوش کردن، دمبال بودن
  3. to inquire into
    Syn: وارسی کردن، بررسی کردن، پژوهیدن، پژوهش کردن، تحقیق کردن، تتبع کردن، کاویدن، کاوش کردن
  4. to investigate (investigate scientifically)
    Syn: بررسی کردن، پژوهیدن، پژوهش کردن، تحقیق کردن، تتبع کردن، کاوش کردن، مطالعه کردن
  5. to investigate (conduct an inquiry or investigation of)
    Syn: پژوهیدن، پژوهش کردن، تحقیق کردن، کاوش کردن
  6. to explore (examine minutely)

Click here to add a sample of usage! | Disable audio, faster page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manجست‌و جو کردمجست‌و جو می‌کردمجست‌و جو کرده باشمداشتم جست‌و جو می‌کردم
toجست‌و جو کردیجست‌و جو می‌کردیجست‌و جو کرده باشیداشتی جست‌و جو می‌کردی
unجست‌و جو کردجست‌و جو می‌کردجست‌و جو کرده باشهداشت جست‌و جو می‌کرد
جست‌و جو کردیمجست‌و جو می‌کردیمجست‌و جو کرده باشیمداشتیم جست‌و جو می‌کردیم
shomāجست‌و جو کردینجست‌و جو می‌کردینجست‌و جو کرده باشینداشتین جست‌و جو می‌کردین
unāجست‌و جو کردنجست‌و جو می‌کردنجست‌و جو کرده باشنداشتن جست‌و جو می‌کردن
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manجست‌و جو کرده‌مجست‌و جو کرده بودمجست‌و جو می‌کنمدارم جست‌و جو می‌کنم
toجست‌و جو کرده‌یجست‌و جو کرده بودیجست‌و جو می‌کنیداری جست‌و جو می‌کنی
unجست‌و جو کردهجست‌و جو کرده بودجست‌و جو می‌کنهداره جست‌و جو می‌کنه
جست‌و جو کرده‌یمجست‌و جو کرده بودیمجست‌و جو می‌کنیمداریم جست‌و جو می‌کنیم
shomāجست‌و جو کرده‌ینجست‌و جو کرده بودینجست‌و جو می‌کنیندارین جست‌و جو می‌کنین
unāجست‌و جو کرده‌نجست‌و جو کرده بودنجست‌و جو می‌کنندارن جست‌و جو می‌کنن
 Present SubjunctiveImperative
manجست‌و جو بکنم 
toجست‌و جو بکنیجست‌و جو بکن
unجست‌و جو بکنه 
جست‌و جو بکنیم 
shomāجست‌و جو بکنینجست‌و جو بکنین
unāجست‌و جو بکنن 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manجست‌و جو نکردمجست‌و جو نمی‌کردمجست‌و جو نکرده باشم
toجست‌و جو نکردیجست‌و جو نمی‌کردیجست‌و جو نکرده باشی
unجست‌و جو نکردجست‌و جو نمی‌کردجست‌و جو نکرده باشه
جست‌و جو نکردیمجست‌و جو نمی‌کردیمجست‌و جو نکرده باشیم
shomāجست‌و جو نکردینجست‌و جو نمی‌کردینجست‌و جو نکرده باشین
unāجست‌و جو نکردنجست‌و جو نمی‌کردنجست‌و جو نکرده باشن
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manجست‌و جو نکرده‌مجست‌و جو نکرده بودمجست‌و جو نمی‌کنم
toجست‌و جو نکرده‌یجست‌و جو نکرده بودیجست‌و جو نمی‌کنی
unجست‌و جو نکردهجست‌و جو نکرده بودجست‌و جو نمی‌کنه
جست‌و جو نکرده‌یمجست‌و جو نکرده بودیمجست‌و جو نمی‌کنیم
shomāجست‌و جو نکرده‌ینجست‌و جو نکرده بودینجست‌و جو نمی‌کنین
unāجست‌و جو نکرده‌نجست‌و جو نکرده بودنجست‌و جو نمی‌کنن
 Present SubjunctiveImperative
manجست‌و جو نکنم 
toجست‌و جو نکنیجست‌و جو نکن
unجست‌و جو نکنه 
جست‌و جو نکنیم 
shomāجست‌و جو نکنینجست‌و جو نکنین
unāجست‌و جو نکنن 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel

Redirected from Persian in Texas