Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

شناختن [shenākhtan]

Past Stem Present Stem Synonyms
شناخت شناسآگاه بودن، سلام‌وعلیک با کسی داشتن، شناسایی کردن

  1. to know (be familiar or acquainted with a person or an object)
  2. to recognize (recognize as being; establish the identity of someone or something)
    Syn: به جا آوردن
  3. to know (have firsthand knowledge of states, situations, emotions, or sensations)
    Syn: تجربه کردن، لمس کردن، چشیدن
  4. to recognize (accept (someone) to be what is claimed or accept his power and authority)
  5. to recognize (perceive to be the same)
    Syn: به جا آوردن
  6. to consider (deem to be)
    Syn: پنداشتن، دیدن
  7. to know (be able to distinguish, recognize as being different)
  8. to know (perceive as familiar)
  9. to identify (give the name or identifying characteristics of; refer to by name or some other identifying characteristic property)
  10. to recognize (detect with the senses)
    Syn: تشخیص دادن

Usage:

صرف نظر از اینکه چه احساسی نسبت به حشره‌خواری داشته باشید، دانستن و شناختن حشره‌های خوردنی خالی از لطف نیست.

sarf-e nazar az in-ke che ehsās-i nesbat be hashare-khāri dāshte bāshid, dānestan-o shenākhtan-e hashare-hā-ye khordan-i khāli az lotf nist

Setting aside whatever feelings you may have regarding the eating of insects, finding out about and identifying edible insects is not without pleasure. (Submitted by Connie on May 27, 2010)

(azhameja4u.blogfa.com) See other verbs of this sentence: بودن، دانستن، داشتن

Show all 13 sentences

Click here to add a sample of usage!

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manشناختممی‌شناختمشناخته باشمداشتم می‌شناختم
toشناختیمی‌شناختیشناخته باشیداشتی می‌شناختی
uشناختمی‌شناختشناخته باشدداشت می‌شناخت
شناختیممی‌شناختیمشناخته باشیمداشتیم می‌شناختیم
shomāشناختیدمی‌شناختیدشناخته باشیدداشتید می‌شناختید
ānhāشناختندمی‌شناختندشناخته باشندداشتند می‌شناختند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manشناخته‌امشناخته بودممی‌شناسمدارم می‌شناسم
toشناخته‌ایشناخته بودیمی‌شناسیداری می‌شناسی
uشناخته استشناخته بودمی‌شناسددارد می‌شناسد
شناخته‌ایمشناخته بودیممی‌شناسیمداریم می‌شناسیم
shomāشناخته‌ایدشناخته بودیدمی‌شناسیددارید می‌شناسید
ānhāشناخته‌اندشناخته بودندمی‌شناسنددارند می‌شناسند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manبشناسمخواهم شناخت 
toبشناسیخواهی شناختبشناس
uبشناسدخواهد شناخت 
بشناسیمخواهیم شناخت 
shomāبشناسیدخواهید شناختبشناسید
ānhāبشناسندخواهند شناخت 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manنشناختمنمی‌شناختمنشناخته باشم
toنشناختینمی‌شناختینشناخته باشی
uنشناختنمی‌شناختنشناخته باشد
نشناختیمنمی‌شناختیمنشناخته باشیم
shomāنشناختیدنمی‌شناختیدنشناخته باشید
ānhāنشناختندنمی‌شناختندنشناخته باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manنشناخته‌امنشناخته بودمنمی‌شناسم
toنشناخته‌اینشناخته بودینمی‌شناسی
uنشناخته استنشناخته بودنمی‌شناسد
نشناخته‌ایمنشناخته بودیمنمی‌شناسیم
shomāنشناخته‌ایدنشناخته بودیدنمی‌شناسید
ānhāنشناخته‌اندنشناخته بودندنمی‌شناسند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manنشناسمنخواهم شناخت 
toنشناسینخواهی شناختنشناس
uنشناسدنخواهد شناخت 
نشناسیمنخواهیم شناخت 
shomāنشناسیدنخواهید شناختنشناسید
ānhāنشناسندنخواهند شناخت 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel

Redirected from Persian in Texas