Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

گفتن [goftan]

Past Stem Present Stem Synonyms
گفت گوگفت‌و گو کردن، گفت‌و شنود کردن، حاکی بودن، حکایت کردن، محاوره کردن، مکالمه کردن، صحبت کردن، سخن گفتن

  1. trans. to say (uttering)
  2. trans. to speak (express in speech)
    Syn: فرمودن، بیان کردن، دم زدن، ذکر کردن
  3. trans. to compose (poetry) (composing poetry)
  4. trans. to tell (let something be known)
    Syn: ذکر کردن
  5. sl. trans. to invite (inviting)
  6. fig. trans. to understand (understanding)
    Syn: دریافت کردن
  7. obs. trans. to sing (singing)

Usage:

لیوان دوم را تمام کرده بود که گفت: پاشیم برقصیم.

livān-e dovvom rā tamām karde bud ke goft: pā-shim beraqsim

As soon as he had finished the second glass, he said, "Let's get up and dance." (Submitted by Connie on Oct 21, 2011)

(source) See other verbs of this sentence: کردن، شدن، رقصیدن، تمام کردن

Show all 90 sentences

Click here to add a sample of usage! | Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manگفتممی‌گفتمگفته باشمداشتم می‌گفتم
toگفتیمی‌گفتیگفته باشیداشتی می‌گفتی
uگفتمی‌گفتگفته باشدداشت می‌گفت
گفتیممی‌گفتیمگفته باشیمداشتیم می‌گفتیم
shomāگفتیدمی‌گفتیدگفته باشیدداشتید می‌گفتید
ānhāگفتندمی‌گفتندگفته باشندداشتند می‌گفتند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manگفته‌امگفته بودممی‌گویمدارم می‌گویم
toگفته‌ایگفته بودیمی‌گوییداری می‌گویی
uگفته استگفته بودمی‌گویددارد می‌گوید
گفته‌ایمگفته بودیممی‌گوییمداریم می‌گوییم
shomāگفته‌ایدگفته بودیدمی‌گوییددارید می‌گویید
ānhāگفته‌اندگفته بودندمی‌گوینددارند می‌گویند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manبگویمخواهم گفت 
toبگوییخواهی گفتبگو
uبگویدخواهد گفت 
بگوییمخواهیم گفت 
shomāبگوییدخواهید گفتبگویید
ānhāبگویندخواهند گفت 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manنگفتمنمی‌گفتمنگفته باشم
toنگفتینمی‌گفتینگفته باشی
uنگفتنمی‌گفتنگفته باشد
نگفتیمنمی‌گفتیمنگفته باشیم
shomāنگفتیدنمی‌گفتیدنگفته باشید
ānhāنگفتندنمی‌گفتندنگفته باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manنگفته‌امنگفته بودمنمی‌گویم
toنگفته‌اینگفته بودینمی‌گویی
uنگفته استنگفته بودنمی‌گوید
نگفته‌ایمنگفته بودیمنمی‌گوییم
shomāنگفته‌ایدنگفته بودیدنمی‌گویید
ānhāنگفته‌اندنگفته بودندنمی‌گویند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manنگویمنخواهم گفت 
toنگویینخواهی گفتنگو
uنگویدنخواهد گفت 
نگوییمنخواهیم گفت 
shomāنگوییدنخواهید گفتنگویید
ānhāنگویندنخواهند گفت 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel

Redirected from Persian in Texas